Please read the Guidelines that have been chosen to keep this forum soaring high!

نامه ای از آسمان#3692 - تصویری که می بینید

خدا گفت:

شما در زندگی سهیم هستید، و نظاره گر. نظاره گری هستید که خود را تماشا می کند.
زمانی که عصبانی می شوید، گمان می کنید کسی آنرا در شما زنده می کند، با این حال عصبانیت ورقی است که شما به خودتان می دهید.

نوع متداول عصبانیت، خودبینی است. عصبانیت از من ناشی می شود، می گوید: "آنها چطور جرات کردند؟ نمیتوانند چنین چیزی به من بگویند یا با من چنین کنند، یا از من چشم پوشی کنند یا این گونه اهانت کنند."

این عصبانیت ناشی از عدم درک خود است. اصرار دارید که دیگران چیزی را که شما قادر نیستید به خود بدهد، به شما بدهند. و به این ترتیب وقتی کسی نادرست حرف می زند یا عمل می کند، ناگهان خشمگین می شوید و مطمئن از اینکه دیگران بایستی حرفها و کارهایشان را پس بگیرند و بی اعتنایی نسبت به شما را متوجه خودشان کنند. با سماجت می گویید: "نمی توانند قسر در بروند"، می گویید: "نمی توانند من را دست کم بگیرند. من برای خودم کسی هستم. آنها حق چنین کاری را ندارند."

مقصر خود شما هستید، و حالا در مورد دیگران قضاوت می کنید، که شدیدا نیاز داشته اید به شما احترام بگذارند و آنها چنین نکرده اند. برای جبران یک اشتباه فرضی کار احمقانه می کنید. خود را به حماقت می زنید و در خشمی بیهوده فرو می روید. به تصویر در آینه مشت می زنید و خشمگین هستید از آنچه می بینید. دوست دارید چنین بیاندیشید که از خودتان حمایت می کنید، در حالی که این من ِ شماست که گوشهای خود را تیز کرده است. من در گوشتان نجوا می کند که از خود دفاع کنید. عصبانیت می گوید: "تلافی کن".

گفته شده که زیبایی در چشم بیننده است. اهانت نیز در چشم کسی است که به او توهین شده.

پیش از هر چیز، شما نیازی به توجه دیگران ندارید. توجه یا عدم توجه معنی و مفهوم خاصی ندارد. هر دو کم ارزش هستند. توجه و بی اعتنایی چیزهای غیرواقعی هستند. به اندازه ای به خود ارزش دهید که درگیر مسئله ای که به شما مربوط نیست نشوید.
نماینده خدمات ِ مشتری، که اصلا شما را نمی شناسد، خدمات ضعیفی ارائه می کند، و این عدم خدمت رسانی خوب تبدیل به دشمن شما می شود. خدمات ضعیف آنها چه ربطی به شما دارد که آن را بی حرمتی محسوب می کنید؟ اینکه با شیوه ای بهتر از آن آشنا نیستند یا به خود زحمت چنین کاری نمی دهند، چه ربطی به شما که صدایی پشت تلفن هستید، دارد؟ دیگری نیز چنین است، صدایی پشت تلفن، کسی که آنجا نشسته و کار فوق العاده ای انجام نمی دهد. آیا بایستی به خود بگیرید؟ آیا بایستی با تندی اعتراض کنید؟ به چه قیمتی؟ عصبانیت نشان دهنده توان مندی نیست. نشانگر ضعف است. عصبانیت ضعف شماست، نه دیگری. وقتی کسی خدمات ضعیفی به شما ارائه می کند، نبایستی شما هم برخورد ضعیفی از خود نشان دهید. نمایندگان بی دقت، که عرضه کننده خدمات یک شرکت یا خودشان هستند، مایه پیشرفت یا بدبختی شما نیستند. آیا وقتی با حالتی حق به جانب خشمگین می شوید، نمایانگر من هستید؟ شما خود چقدر کارتان را خوب انجام می دهید؟ چقدر خوب خدا را نمایان می کنید؟
به جای اینکه خود را کوچک کنید، بزرگ کنید. به جای ترویج جنگ، صلح و آرامش را ترویج کنید. مجبور نیستید دنباله چیزی که نزاع و ستیزه به وجود می آورد یا به آن دامن می زند را بگیرید. به این دلیل خود را کوچک نمی کنید که دوباره بالا ببرید. آیا فکر می کردید چنین است؟

لازم نیست پای تلفن به صحبت با نماینده خدمات مشتری ادامه بدهید، یا گوشی را بگذارید. می توانید مکالمه را تمام کنید.
در مورد نمایندگان خدمات مشتری صحبت می کنم چون به سادگی قابل دیدن هستند، واقعا آنها هیچ ربطی به شما ندارند. این در مورد کسانی که به شما نزدیک هستند نیز صادق است، با این وجود به راحتی نمی توان آن را دید. با این حال نارضایتی دیگران از آن خودشان است و نارضایتی شما از آن شما. عزیزان، مشتتان را باز کنید.

مترجم: الدوز کریمی

پیوند به نسخه انگلیسی:
http://www.heavenletters.org/the-image-you-see.html