Please read the Guidelines that have been chosen to keep this forum soaring high!

نامه ای از آسمان #3631- یگانگی زیبا

خدا گفت:

روزی روزگاری، فراموش کردید که خدایی بود و اینکه شما و خدا ارتباطی صمیمانه با هم داشتید، که خدا سخن گفت و شما شنیدید، که شما سخن گفتید و خدا صدای قلبتان را شنید و با آن صحبت کرد. ارتباط آنقدر صمیمانه بود که به نظر می رسید شما نیازی به حرف زدن ندارید. همه چیز در هماهنگی کامل بود. تنها پیغامی که می توانست منتقل شود این بود: "چقدر دوست می داریم. چقدر عشق از جانب ما سخن می گوید، عشقی که یگانگی است، فراتر از این احساس را یگانگی می نامیم."

یگانگی احساس است، با این همه فراتر از احساس است. درک کردن است. خودِ یگانگی است. فراتر از نزدیکی است، اما خود نزدیک است. بسیار نزدیک است، یگانگی است. ما یگانگی را تجربه می کنیم، اما یگانگی تجربه نیست. یگانگی چیزی است غیر تجربی. یگانگی غیر قابل تغییر است.

و با این حال شما در فکری هشیار، دور شده اید. تنها در آگاهی تان دور شده اید. فکر می کنید بسیار دور از ساحل هستید. فراموش کرده اید که اقیانوس با عظمت شما را به ساحل عشق اش برمی گرداند، عشق من، هرگز دور از دسترس نبوده، هرگز واقعا فراموش نشده، هرگز خارج از محدوده نبوده. شما مستقیما، تلپی در قلب من افتادید. خود همان آب و موجی هستید که شما را به سوی من می راند و هرگز رها نمی کند. می توانیم آن را موج عشق بنامیم که شما را به خانه، به قلب من، می آورد، جایی که همیشه در آن بوده اید. هیچ چیز نمی تواند این موج را متوقف کند، و هیچ جنبشی وجود ندارد. فقط در فکر می تواند چنین باشد. از من، نمی توانید دور شوید.

چقدر استوار در کنار هم ایستاده ایم در این منظره به ظاهر فراموش شده، و با این حال ما چیزی بیش از یک منظره هستیم. ما چیزی بیش از یک رخداد هستیم. یگانگی کوچک نیست. یگانگی بزرگ است، و ما آن بزرگی هستیم، عزیزان. ما یگانگی هستیم، این چیز شگفت انگیز که ما را در بر گرفته است، همیشه بوده، همیشه هست. نمی توانیم جر یگانگی چیز دیگری باشیم.

حتی آب اقیانوس موجود در یک بطری هنوز اقیانوس است. صرف نظر از اینکه چقدر کاسه آب از اقیانوسی که از آن آمده دور باشد، آب داخل کاسه و خودِ اقیانوس، واحد هستند، یک واحد جانشین پذیر. نوسان قلب سخن می گوید. مکالمه ای شنیده می شود. اشتیاق و مدِّ عشق فزونی می گیرد تا زمانی که روشن شود در سراسر دنیا چیزی جز عشق وجود ندارد، همان عشقی که در بهشت وجود دارد. دیگر ابتدا و انتهایی برای عشق به نظر نخواهد رسید. در هماهنگیِ خاموش، یگانگی به خود متکی است. هیچ چیز نمی تواند سکوت را بشکند، سکوتِ ناگفته، چراکه هیچ چیز نمی تواند میانِ یگانگی باشد، چراکه یگانگی خود به تنهایی هست. حتی کلمات نیز در میان نیست. هیچ چیز در میان نیست. میانی نیست. یگانگی برتر است. هیچ غیر یرتری وجود ندارد.

یگانگی هیچ حریفی ندارد. چه چیزی می تواند و چه کسی مایل به رقابت است؟

یگانگی، به تنهایی ورق بازی نمی کند. یگانگی تمامیت است، پیچده در وحدانیت. در زبان ما بزرگ و کوچک وجود ندارد. چیزی وجود ندارد که بخشی از یگانگی نباشد. کم و زیاد وجود ندارد. یگانگی اندازه ندارد. کج فهمی وجود ندارد. کسی نیست تا سوء تعبیر کند. فوران عشق است چه سهل، عشق در همه جا، عشق خویشتن را محصور می کند، عشق به عنوان تمامیت، یگانگی و شگفتیِ عشق.

یگانگی از عشق می خواند. شب یا روز، یگانگی آواز می خواند. البته به تعبیری، فقط روز وجود دارد، چراکه جدایی از یگانگی وجود ندارد، اگر که حقیقت آشکار شود. چیزی به عنوان بخشی از یگانگی وجود ندارد. یگانگی، یگانگی است و هیچ مگر یگانگی، یک یگانگیِ زیبا. یگانگی تکه تکه حاصل نمی شود. تکه پاره ای در یگانگی وجود ندارد. شکافی در آن وجود ندارد. یگانگی به همان دلیل وجودی اش قابل شکستن نیست. من دستم را بلند می کنم، و به شما اعلام می کنم که شما یگانگی هستید، و یگانگی ما هرگز نمی توانند تکه تکه شود. چه کسی می توانند چنین کند؟

مترجم: الدوز کریمی

پیوند به نسخه انگلیسی:
http://www.heavenletters.org/one-beautiful-oneness.html