Please read the Guidelines that have been chosen to keep this forum soaring high!

نامه ای از آسمان #3242 - رقص در مهتاب

خدا گفت:

در زندگی، خواب آلودگی بر شما غلبه می کند. این مهمان ناخوانده. و بر عکس زمانی که می خواهید بخوابید، شاید خوابتان نبرد.

در زندگی، انگار خوابتان برده است. چقدر می توانید ببینید زمانی که در خوابید؟ چیزی شبیه حالت گیجی در زندگی شما وجود دارد که مانع از این می شود، شما بتوانید نهایت واقعیت برتر را ببینید. با این حال زمانی که در خواب شبانه هستید، شاید واقعا بتوانید آن واقعیت برتر را ببینید، واقعیتی که ممکن است در زمان بیداری آن را به خاطر نیاورید. از اینرو به نظر می رسد هنگام خواب هشیارتر هستید.

در خواب چقدر معصوم هستید. برای مدتی واقعا فراموش می کنید. شاید حتی پتویی هم رویتان نباشد. آشکار هستید. شاید خروپف کنید. موهایتان آشفته می شود. فراموش می کنید کجا هستید. حتی فراموش می کنید خوابیده اید.

زمانی که جسمتان در خواب است اتفاقاتی رخ می دهد که شما از آن بی اطلاع هستید. دانشمندانی که در مورد خواب مطالعه می کنند از تمام وقایع رخداده در طول خواب مطلع نمی شوند. زمانی که آن را به دقت مورد بررسی قرار می دهند، شاید بتوانند با جنبه فیزیکی آن آشنا شوند اما در مورد جنبه های دیگر، احتمالا کمتر از شما می دانند.

چیزی که فراتر از زمان و مکان است قابل اندازه گیری نیست. نمی توان آن را زیر میکروسکپ نگاه داشت. به محض اینکه بخواهید جنبه دیگری از آن را بررسی کنید وجوه قبلی را از دست می دهید. با هیچ کدام از ابزارهایی که با موفقیت از خط تولید بیرون آمده اند قابل شناخت نیستند.

تنها وسیله موجود خودِ آگاهی و شعور است. چه زمانی آگاهی به خودکاوی خویش می پردازد! با این حال زمانی که صحبتها و کارهای لازم گفته و انجام شد، هیچ چیز جز خودِ آگاهی و شعور برای کندوکاو باقی نمی ماند. آگاهی و شعور خود-آگاه حالتی از بی نظمی است. آگاهی همانند بانوی شاهزاده ای است که از نگاه شاهزاده یا رهگذری عامی که رقص او را ریز مهتاب تماشا می کنند، می گریزد.

آیا کسی که خوابیده می تواند در مورد خواب مطالعه کند؟

آیا کسی که از میزان آگاهی اش مطلع است می تواند آگاهی را مورد بررسی قرار دهد؟ آیا آگاهی به شکل نظری وجود دارد؟ آیا چیزی وصف ناپذیر قابل توصیف است؟

شاید بتوان لباس بانوی شاهزاده را به دقت توصیف کرد اما با این حال جایگاه خودِ شاهزاده در این توصیف کجاست. می توان به دقت محل زندگی بانوی شاهزاده را، تا زنبق روییده در باغ، توصیف کرد، اما خود شاهزاده حتی اگر در حال قدم زدن در باغ هم باشد فراتر از وصف است.

شاید نگاه گذرایی به بانوی شاهزاده بیاندازید. خود شاهزاده شاید نگاه گذرایی به خود بیافکند. می تواند تلاش کند چیزی را که لحظه ای قبل دیده توصیف کند، اما با این حال توصیفاتش به طور حتم کوتاه خواهد بود. البته که کوتاه است. آیا بانوی شاهزاده می تواند در حین رقصیدن آن را توصیف کند؟ چه اتفاقی می افتد زمانی که بخواهد حرکات بهم پیوسته رقص را به شکل مجزا توصیف کند؟

و با این حال آیا چنین نیست که هر یک از اجزاء آگاهی تمایل به شناخت خود ناشتاخته اش دارد؟

هیچ راهنما، نقشه یا کتاب درسی وجود ندارد. شبیه رقصیدن، زمانی که آگاهی به خود توجه می کند، تبدیل به ماهیتی خود-آگاه می شود. با این وجود آگاهی نمی تواند ناپدید شود. نمی تواند کمتر از آن چیزی شود که وجود دارد. واقعیت این است که آگاهی خود را پنهان می کند.

شاید فکر کنید به خوبی مفهوم آگاهی را درک کرده اید و در عین حال اصلا آن را درک نکرده باشید. شاید فکر کنید در مورد آگاهی و ماهیت آن چیزی نمی دانید و با این حال آن را بهتر از هر چیز دیگر بشناسید.

آگاهی نه علم است نه هنر. پس چیست؟ چه چیزی را آگاهی می نامیم؟

آیا آگاهی قادر به توصیف خود نیست؟ و اگر نیست، چرا؟ چگونه می تواند شناخته یا ناشناخته باشد و ماهیتی نداشته باشد. آیا ماهیت این قدرت عظیم که ما آگاهی می نامیم برای خودش مبهم نیست. مکان آگاهی کجاست؟ چرا وقتی همه به کندوکاو و جستجو در آن می پردازند، هیچ هم خوانی در نتیجه نهایی وجود ندارد؟

مترجم: الدوز کریمی

پیوند به نسخه انگلیسی:
http://www.heavenletters.org/dancing-in-the-moonlight.html