Please read the Guidelines that have been chosen to keep this forum soaring high!

نامه ای از آسمان #2841 - زمانی که عشق بر سطح اقیانوس جهید

خدا گفت:

بگذار تو را در بر بگیرم. امروز در کنار من باش. امروز ده قدمی با من همراه باش سپس خواهی دید که قدمهای بیشتری با من همراه می شوی. امروز مرا همراه خود کن. به این فکر کن که چقدر مرا خوشحال می کنی. به این فکر کن که چقدر عزیز و دوست داشتنی هستی و اینکه چقدر برای من مهم هستی. تو ترجمانی از ذات من هستی. من شیفته تو هستم. به من فکر کن.

من مراقب تو هستم و تو مایه شادمانی من هستی. همیشه لبخند بر لب من می آوری. من یا به لبخند تو پاسخ می دهم و یا با مهربانی به حماقتهای تو لبخند می زنم. در هر حال تو، باعث خوشحالی من هستی، ای مایه شادمانی من.

من هرگز تنها نیستم. تو همیشه در آگاهی من هستی. به هر کجا می روم تو همراه ام هستی، اگرچه من هیچگاه به جای دیگری نمی روم. چنین به نظر می آید که به جایی می رویم. چنین به نظر می آید که من و تو بالای یک کوه، یا روی گردی ته یک سوزن در حال رقصیم. چنین به نظر می رسد که درون اقیانوس عشق شیرجه می زنیم، اما چگونه در این اقیانوس شیرجه می زنیم در حالی که هیچ وقت از آن بیرون نیامده ایم؟ ما در جایی در وسط اقیانوس هستیم. فقط می توانیم به درون اعماق قلب یگانه-ی مان شیرجه بزنیم، قلب یگانه ای که فکر می کنی پاره پاره شده است.

ما به طور شگفت انگیزی واحد و یگانه هستیم.

عزیزانم، شما هرگز سرگردان، دستخوش امواج اقیانوس نبوده اید. امواج در حرکتند اما در این اقیانوس شما ثابت و پابرجا هستید. اقیانوس در حرکت است و در عین حال ساکن. شما بر روی شانه های اقیانوس شناور هستید حتی اگر در عمق آن باشید. شنا می کنید، شیرجه می زنید، آرام گذر می کنید، بدون اینکه حتی یک اینچ از قلب من دور شوید. چیزی جز این نمی تواند باشد. آهنگ شنا و حرکت شما، ضربان قلب من است.

به شیوه ای، تو برای من خودنمایی می کنی. به من نشان می دهی قادر به انجام چه کارهایی هستی. می گویی، به من نگاه کن. و من، کسی که تو را در میان بازوانش دارد، پاسخ می دهم، نگاهت می کنم. من تو را می بینم. می بینم چه شناگر و غواص خوبی هستی. در همه حال تو را سفت در آغوشم دارم. تو را نزد خود محفوظ نگه می دارم. عزیزانم، براستی من آرامش خاطر شما هستم.

و آن به این معنی نیست که مدیون من باشید. یا به من چنگ بیاندازید چراکه جایگزین دیگری وجود ندارد و یا اینکه فکر کنید بهتر است مرا خوشحال و راضی نگه دارید. چیزی که از نزدیک شدن به من کسب خواهید کرد آگاهی از نزدیک بودنمان است.

آگاهی تان عجب چیز شگفت انگیزی است، بخصوص آگاهی تان از ذات من. از من آگاه باشید، چنان که من از شما آگاه هستم. هیچ اشکالی در این نیست. کاملا طبیعی است. عزیزان، دلیل زاده شدن تان همین است. زاده شده اید تا درک کنید چقدر ما به هم نزدیک و صمیمی هستیم. زاده شده اید تا بدانید ما یکی هستیم و یگانگی این یکی بودن شما را شاد کند. عزیزان، ما هیچ وقت جدا نبودیم. همیشه یکی بوده ایم، هیچ چیز دیگری جز یگانگی وجود ندارد که من یا تو بتوانیم باشیم. ما یگانگی عشق هستیم که فقط می تواند عشق باشد. عشق و عشق ورزی تمام آن چیزی است که ما هستیم و می توانیم انجام دهیم. نمی توانیم آنرا متوقف کنیم. زمانی که عشق به سطح اقیانوس جهید هنوز عشق بود. عشق نمی تواند مانع چیزی باشد. ما برای همیشه عشق ورزیده ایم و عشق واحدمان هیچ زمان از پا نیافتاده است.

عشق واحدمان داستان یک دوره کوتاه زندگی نیست، بلکه داستان ابدیت جاودانه است. ما، اینجا هستیم، و جز این، جای دیگری وجود ندارد. ما عشق در عشق هستیم، عشق پوشیده در یگانگی است. داستان ما شبیه تکه پارچه ای سفید است، سفیدی در سفیدی، این تمثلیی است از آنچه ما هستیم و اینکه چقدر برای همدیگر ارزشمند هستیم. عزیزان، بیرون شدگی وجود ندارد، فقط آگاهی وجود دارد.

مترجم: الدوز کریمی

پیوند به نسخه انگلیسی:
http://www.heavenletters.org/when-love-bobbed-to-the-surface-of-the-ocea...