Please read the Guidelines that have been chosen to keep this forum soaring high!

نامه ای از آسمان #1764 - میز را بچین

خدا گفت:

نگران نباش. نترس. بگذار عشق زندگی ات را تصرف کند. آیا ترس و نگرانی تو را در مشت خود نگه نداشته است؟ مطمئنا روی ترس و نگرانی متمرکز نبوده اید. روی هر چیزی تمرکز بکنید، خوی آن را به خود می گیرید. می خواهید چگونه آدمی باشید؟ روی آن تمرکز کنید. رویاپردازی کنید، به وجود خواهد آمد. مطمئنا زمانی که در موردش رویاپردازی می کنید به تحقق می پیوندد. زمانی که تصور می کنید بانویی شاهزاده هستید، در آگاهی بانو بودن می جهید. یا شاهزاده بودن. یا فردی جنگ طلب. در هر هیبتی خود را ببینید به همان شکل نمایان می شوید. حال، خودتان را همانگونه که می خواهید ببینید و همان شوید.

حس کردن رویایتان به معنی افسوس خوردن نیست. به معنی آماده شدن است، شخم زدن است. مثل کاشتن دانه است. سپس طبیعت باید دورانی را سپری کند.

به این معنی نیست که اسباب چیزی را فراهم کنید یا اسامی دیگری بر خورد بنهید. با پوشیدن لباس سلطنتی و یا گذاشتن تاج تبدیل به ملکه یا شاه نمی شوید. حس کردن رویایتان به معنی خلاصی از زواید و برگشتن به ذات زیبایتان است. به این معنی است که نخست دریابید چه کسی هستید و سپس بدانید در مدت اقامت در روی زمین چه چیزی را بایستی آشکار کنید.

آیا تصویر دزدی بی خانمان را در ذهن می پرورانید؟ پس خواهید شد.

آیا در این فکر هستید که فرزند بی عیب و نقص من باشید و در هماهنگی کامل با من؟ اگر این رویای شما است، تمام طبیعت هماهنگ با شما در نوسان خواهد بود. تمام سلولهایتان صف خواهند بست. کدهای ژنتیک تان مثل رویایتان خواهد درخشید. طبیعت کاری جز حمایت کردن شما نمی تواند انجام دهد.

اگر خود را کوچکتر از مقام فرزندی من ببینید، ذهنتان طبق همین تصور نوسان خواهد کرد. طبیعت نیز از همه تصورات شما پشتیبانی خواهد کرد.

عزیزان، تصور و خیال از مهمترین ویژگی های شماست. قرار نیست به پاهایتان خیره شوید. بایستی به آسمان، ماه و ستاره ها نگاه کنید و انعکاس وجود خود را ببینید. باید رو به بالا نگاه کنید. بایستی با دقت به آنچه اکنون ناپیداست نگاه کنید. قابل دیدن است، فقط ناپیداست. چشمانتان را به دیدن سرنوشت خودتان و آنچه بایستی باشد همساز کنید. هر چیزی را قبل از اینکه اتفاق بیافتد ببینید.

رویاها و آرزوهایتان در خدمت هدف بزرگی هستند. به شما شتاب بیشتر می دهند. نخست رویاپردازی کنید.

چیزی به اسم آگاهی و ناآگاهی وجود دارد. همین طور آگاه و ناآگاه.

اگر نمی توانید تصویر بهتری از خود در نظر مجسم کنید، پس شادمان باشید. آن را حس کنید تا پاسخی برابر با آن دریافت کنید.

گاه صبر می کنید تا شوالیه ای با زره درخشان ظاهر شود. عزیزان، شما همان شوالیه با زره درخشان هستید. بر خود ظاهر شوید. خودتان را نجات دهید. از رویایی به رویای دیگر قدم بردارید. قهرمان داستان باشید. به خود جرات دهید و شجاعانه آرزوی قلبی تان را در فکر بپرورانید. باید مقصدی در ذهنتان وجود داشته باشد، وگرنه چگونه باید به آنجا برسید؟ البته گاه آهسته قدم بر می دارید و خود را همان جایی که می خواستید می بینید. از فرصتها استفاده کنید. روی جایی که می خواهید به آن برسید ستاره ای بکشید.

ناممکن ترین رویاها ممکن است به حقیقت بپیوندد. پس مطمئن باشید رویاهایتان فکر شده باشند.

به این فکر می کنید که امشب چه چیزی بخورید. تصویری از آن در ذهن می سازید. به مغازه می روید. لوازم مورد نیاز را می خرید. به خانه می آیید. غذا را تهیه می کنید. تا زمانی که بپزد، میز را آماده می کنید.

عزیزان، میز را آراسته کنید. آن را به زیبایی آراسته کنید برای غذای فوق العاده ای که شما آماده کرده اید اما خود به خود خواهد پخت.

وقتی زنگ به صدا در می آید تا پخت غذا را به شما اطلاع دهد، تنها کاری که باید انجام دهید این است که غذا را بکشید، بنشینید و آن را بخورید.

اگر در کلبه زندگی می کنید میز را آنچنان آماده کنید گویی که برای ضیافتی در قصر آماده می شوید. اگر ظروف نقره تان از پلاستیک بود، میز را آنچنان آماده کنید گویی که سرویس غذاخوری تان از جنس طلا است.

مترجم: الدوز کریمی

پیوند به نسخه انگلیسی:
http://www.heavenletters.org/set-the-table.html